مطالعات زیدیه
درباره وبلاگ


سلام به همه دوستان
تلاش اصلی ما در این وبلاگ معرفی تاریخ و میراث فکری زیدیه در فضایی بی‌طرفانه است. البته گاهی اوقات در قالب ویژه‌نامه‌هایی به مذاهب دیگر هم پرداخته می‌شود.

مدیر وبلاگ : محمد حسین کاظمی




شیخ احمد احسایی محصول دورانی است که در آن سه مکتب مختلف فکری و مذهبی در میان امامیه حضور داشت و یا در حال شکل گیری و رشد اولیه بود:

جریان نخست جریان حدیث گرا بود. بخشی از این جریان تعلق خاطر به جریان اخباری گری ملا محمد امین استرابادی داشتند و در فقه گرایش اصولیان را رد می کردند. شیخ احمد احسایی دست کم آنطور که از آثار مختلفش پیداست تعلق خاطری به این گروه از اخباریان نشان نمی دهد. او شماری رساله و کتاب فقهی دارد. اما چندان علاقه ای به معرفی کردن خود در مقام یک فقیه ندارد. او در عین حال که به جریان فقهی مکتب وحید بهبهانی وابسته نبود اما به دلیل آنکه یکچند در عتبات با برخی از نمایندگان این مکتب از نزدیک آشنایی حاصل کرده بود به هر حال کم و بیش در جریان منازعات آنان با مکتب اخباری که در دوران او نماینده اصلیش میرزا محمد اخباری بود آشنا بود. میرزا محمد اخباری درست همعصر شیخ احمد احسایی بود و از نزدیک این دو با یکدیگر آشنایی داشته اند. زمانی او هم مانند شیخ احمد احسایی مورد توجه فتحعلی شاه قاجار بود اما هم زمان هدف انتقاداتی سخت از سوی شیخ جعفر کاشف الغطاء، نماینده اصلی مکتب اصولی قرار گرفت. در نهایت هم میرزا محمد اخباری با تحریک علمای اصولی در کاظمین به دست تنی چند از هواداران آنان به قتل آمد. شیخ احمد احسایی طبعاً با این نزاعها آشنا بود و درست همان زمان در عتبات با علمای اصولی درگیر در این ماجراها نزدیکی داشت؛ کسانی مانند شیخ جعفر کاشف الغطاء و فرزندانش.
گروه دوم از عالمان امامی حدیث گرا گروهی بودند که بیشتر تحت تأثیر محیط دوران پایانی عصر صفوی با گرایشات فلسفی و عرفانی مخالف بودند و به حدیث گرایی از نوع علامه مجلسی دلبسته بودند. ممیزه مشخص این گروه از عالمان اعتنای زیاد به کتابهای حدیثی و گردآوری احادیث بود و نیز مخالفت با گرایشات اهل فلسفه. این گروه معتقد بودند که امامان خود منظومه متمایزی نسبت به فلاسفه و عرفا داشته اند و باید این منظومه را از طریق احادیث آنان بازشناخت. در دوره شیخ احمد احسایی به طور مشخص باید از سید عبد الله شبّر یاد کرد که خود اجازه روایت از شیخ احسایی داشت و در عین حال با فقیهان اصولی عتبات ارتباط تنگاتنگی داشت. او درست به همین سنت از حدیث گرایان تعلق خاطر داشت. از دوران علامه مجلسی و حتی اندکی پیش از او شرح نویسی بر کتابهای حدیثی و از جمله کتابهای حدیثی مشتمل بر مباحث اعتقادی آغاز شده بود و خود مجلسی، سید نعمة الله جزائری و شماری دیگر در میان حدیث گرایان در ضمن شرح و تفسیر کتابهای حدیثی کوشش می کردند مکتب اعتقادی امامان را از طریق شرح بر احادیث و گاه شرح و توضیح احادیثی که فهم و پذیرش مضامین آنها با پیچیدگی هایی مواجه بود و از آنها تعبیر به "مشکلات احادیث" می کردند ارائه دهند. یکی از مهمترین ویژگی این دست کتابها که آخرین نمونه های آن در زمان احسایی به خود سید عبد الله شبّر مربوط می شود این است که در این کتابها کوشش می شود که مخالفت مبانی اعتقادی امامان را که در احادیث بروز یافته با مبانی فکری فلاسفه مسلمان نشان دهند. در دوره شکوه فلسفه گرایی در عصر صفوی یکی از دلمشغولی های دانش آموختگان و فیلسوفان ایرانی در اصفهان و برخی دیگر از مراکز وابسته خود شرح و تفسیر نویسی بر کتابهای اربعه و یا شماری دیگر از مهمترین کتابهای حدیثی امامیه بود. میر داماد، ملا صدرا شیرازی و قاضی سعید قمی با گرایشات فلسفی مختلف تنها نمونه هایی در این جریان ادبی هستند. اینان تلاش داشتند تا تعالیم امامان را موافق با گرایشات فلسفی خود نشان دهند و "مشکلات" احادیث را به بحث بگذارند. شرح بر احادیث و متنهای حدیثی و دعاها و شروح بر آثاری مانند نهج البلاغة و صحیفه سجادیه و به ویژه خطبه های توحیدی امام علی بن أبی طالب و یا مناظرات امام رضا با رهبران ادیان و مذاهب مختلف مجالی بود برای این نوع بحثهای فلسفی. طبعاً شخصی مانند قاضی سعید قمی که مخالف گرایش اصالت وجودی ملا صدرا بود تفسیر متفاوت از احادیثی ارائه می داد که پیشتر ملا صدرا در شرح اصول کافی عرضه کرده بود. در حقیقت شروح این کتابهای حدیثی مجالی بود برای رد و بدل نقد و انتقادات میان گرایشات مختلف اهل فلسفه و مخالفان آنان. شیخ احمد احسایی در زمانه ای می زیست که این ادبیات از هر دوی سوی مخالفان و موافقان فلسفه در اختیار بود و از آن جمله گرایش اهل اخبار و عالمان حدیث گرا. او به سادگی می توانست از طریق کتابهای جامع حدیثی که کسانی مانند علامه مجلسی، فیض کاشانی، سید هاشم بحرانی و میرزا عبد الله بحرانی تدوین کرده بودند و کتابهای دیگری که در چارچوب همین گرایشات و با نقل احادیث تدوین شده بود مانند آثار سید نعمة الله جزائری با این جریان آشنایی یابد و احادیث اعتقادی را مورد مطالعه قرار دهد.

گروه دوم در میان عالمان دینی در آن زمان فقیهان اصولی بودند. این گروه اعتنای چندانی به بحثهای اعتقادی کم و بیش نشان نمی دادند و درگیر نزاع خود با اخباریان بودند. از دوران های قدیمتر فقیهان اصولی عموماً به کتابهای کلامی اعتنا داشتند. از دوران صفوی بسیاری از فقیهان به شرح و حاشیه نویسی به متنهایی مانند تجرید الاعتقاد و حتی الهیات شفای بوعلی عنایت داشتند و این سنت تا پایان دوران صفوی و اندکی بعد ادامه داشت. با این وصف فقیهان درگیر در نزاع با اخباریان در عتبات یعنی فقیهان مکتب وحید بهبهانی علاقه کمتری به این رشته ها نشان می دادند. گرایش ضد صوفیانه هم علاوه بر آن در میان آنان حضوری قوی داشت و طبعاً مجالی به پرداختن به دانشهای مورد علاقه مکتب ملا صدرای شیرازی به آنها نمی داد.
اما گروه سوم که بیشتر در ایران و به طور مشخص در اصفهان سکنی داشتند کسانی بودند که آنان را باید در سنت دلبستگان به حکمت و فلسفه و گاه عرفان محی الدین ابن عربی طبقه بندی کرد. در اصفهان اندکی پیش از دوران شیخ احمد احسایی به تازگی مکتب فلسفی حکمت متعالیه که به وسیله ملا صدرای شیرازی پایه گذاری شده بود، با پایمردی کسانی چون آقا محمد بیدآبادی و تنی چند دیگر رو به گسترش داشت. گرایشات فلسفی دیگر از نوع مکتب میرداماد و شارحان و حاشیه نویسان بر شفای بو علی و همچنین مکتب رجب علی تبریزی از همان اواخر دوران صفوی در اصفهان رو به تزاید بود. اصفهان در دوران پس از عصر صفوی همچنان میزبان شماری از این حکیمان بود. از ویژگی های مشخص مکتب وفادار به حکمت متعالیه که به ویژه با آموزشهای ملا علی نوری و شاگردانش گسترش فوق العاده ای پیدا کرد، اعتنا به حاشیه نویسی به آثار ملا صدرا و تبیین آرای او در حکمت متعالیه بود. در این میان به طور خاص دو عنصر از عناصر مشخصه مکتب ملا صدرا مورد توجه این گروه از پیروانش در اصفهان بود. نخست توجه به آثار عرفانی مکتب ابن عربی و شارحان فصوص و دیگری اعتنا به شرح نویسی بر متنهای حدیثی و به ویژه شرح و تفسیر متون احادیث، خطب و ادعیه ای که مناسب با تبیین عقاید عرفانی و فلسفی مکتب ملاصدرا و عرفان نظری ابن عربی بود. این ویژگی در میان آثار ملا علی نوری و شاگردانش و نیز تنی چند از استادان و همراهان این مکتب در دوران پس از عصر صفوی در قرن های دوازدهم و سیزدهم دیده می شود.
این نوع ادبیات به ویژه برای توجه به مباحث مربوط به ولایت از نقطه نظر مکتب های نظری ابن عربی و ملا صدرا و تبیین مقامات معنوی امامان در ارتباط با مباحث مربوط به وجود و وحدت وجود، اسماء و صفات الهی و تجلیات وجودی طرح و بحث می شد و به ویژه مجالی بود برای بهره وری از احادیثی که پیشتر در کتابهای گروههای غالی شیعی روایت می شده است.
در این میان باید به شماری از عالمانی در همین دوران اشاره کرد که به تصوف های طریقتی شیعی همچون ذهبیه دلبسته بودند. در زمان احسایی به ویژه در ایران گروهای مختلفی از طرائق صوفی که برخی از آنها هم ریشه در طریقتهای نعمت اللهی مهاجر از هند به ایران داشت فعال بودند. میان عالمان اصولی و بخش عمده این طریقتها چنانکه می دانیم نزاع هایی در کرمانشاه و برخی نقاط دیگر برقرار بود.
با وجود مخالفت علما با طرائق صوفی و نیز دعاوی میرزا محمد اخباری که مدعی بهره وری از علوم غریبه و قدرتهای فوق العاده بود اما به هر حال در فضایی که شیخ احسایی در شهرهای مختلف ایران در تردد بود و در همه جا مریدان و دلبستگانی پیدا می کرد ذهنیتی متمایل به انواعی از گرایشات صوفیانه حضوری کم و بیش قابل توجه داشت.
شیخ احمد احسایی در حقیقت از این فضا به خوبی بهره برد. او در شهرهای مختلف ایران و در سفرهای مختلف خود میان کرمانشاه، یزد، اصفهان و تهران با طبقات مختلفی از طالب علمان برخورد داشت که در فضایی نزاع آلود میان اهالی شریعت و فلسفه و تصوف می زیستند. اوضاع اجتماعی و سیاسی دوران فتحعلی شاه و پیامدهای جنگهای دوره اول ایران و روس و آشفتگی احوال اقتصادی طبقات مختلف در شهرها عملاً نوعی آمادگی را برای تغییر در نوع طرز فکر در میان طالب علمان دینی فراهم کرده بود. مباحث حکمی و عرفانی مشربانه ای که بسیاری از طالب علمان در اصفهان و یزد و مشهد در درس اهالی حکمت می آموختند در فضای بحرانهای اجتماعی و اقتصادی و سیاسی می توانست آمادگی لازم را برای پذیرش نوعی باورهای جدید در میان طالب علمان مذهبی فراهم کند.
فراموش نکنیم احسایی در زمانه ای می زیست که نزاع های متعددی در میان دینداران و متولیان دین برقرار بود: نزاع صوفی و متشرع، نزاع اصولی و اخباری، نزاع اهل حکمت و اهل فقه. این همه با توجه به بحرانهای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی دوران پس از جنگهای ایران و روس می توانست نوعی آمادگی را برای تغییر فراهم کند. شاید بتوان از این طریق سرّ اقبال به شیخ احسایی را در شهرهایی که ساکن می شد و یا از آنها گذر می کرد به خوبی دریافت. تنوع و کثرت پرسشهایی که برای او در این شهرها در رابطه با مسائل مذهبی ارسال و در خواست پاسخ می شد باز هم نشانه ای است بر آنچه گفتیم. این پرسشها که پاسخ بدانها بخش عمده ای از مجموعه نوشتجات موجود احسایی را تشکیل می دهد عمدتاً در مسائل اعتقادی و به ویژه به حوزه ای از مباحث مربوط است که به مقامات معنوی امامان با رویکردی غالی گرایانه و نیز مسائل مورد اختلاف میان حکما و اهل اخبار باز می گردد.
یکی از مهمترین ویژگیهای این نوع پرسشها ورود در جزییاتی است درباره مسائل مربوط به مباحث توحید، معاد و عوالم خلق و همچنین شرح احادیث مهجور و امثال آن. شاید این حجم از پرسشها و چنین فضایی در ارتباط با گفتمان مذهبی در میان شیعیان امامی قرن ها بود که سابقه نداشت.

نویسنده: دکتر حسن انصاری
منبع: حلقه کاتبان




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :