مطالعات زیدیه
درباره وبلاگ


سلام به همه دوستان
تلاش اصلی ما در این وبلاگ معرفی تاریخ و میراث فکری زیدیه در فضایی بی‌طرفانه است. البته گاهی اوقات در قالب ویژه‌نامه‌هایی به مذاهب دیگر هم پرداخته می‌شود.

مدیر وبلاگ : محمد حسین کاظمی


بهاء الدین محمد بن عزالدین حسین بن عبدالصمد بن شمس الدین محمد بن حسن بن محمد بن صالح حارثی همدانی (از صحابه معروف حضرت علی (ع))عاملی جبعی (جباعی) معروف به شیخ بهائی در سال ۹۵۳ ه.ق ۱۵۴۶ میلادی در بعلبک متولد شد.

 او در جبل عامل در ناحیه شام و سوریه در روستایی به نام "جبع" یا "جباع" می‌زیسته و از نژاد "حارث بن عبدالله اعور همدانی" متوفی به سال ۶۵ هجری از معاریف اسلام بوده است.

ناحیه "جبل عامل" همواره یکی از مراکز شیعه در مغرب آسیا بوده است و پیشوایان و دانشمندان شیعه که از این ناحیه برخاسته‌اند، بسیارند. در هر زمان، حتی امروزه فرق شیعه در جبل عامل به‌وفور می‌زیسته‌اند و در بنیاد نهادن مذهب شیعه در ایران و استوار کردن بنیان آن مخصوصاً از قرن هفتم هجری به بعد یاری بسیار کرده و در این مدت پیشوایان بزرگ از میان ایشان برخاسته‌اند و خاندان بهائی نیز از همان خانواده‌های معروف شیعه در جبل عامل بوده است.

پدر شیخ بهایی از رهبران شیعه و مشایخ بزرگ و از شاگردان و صحابه پیشوای معروف شیعه زین‌الدین علی بن احمد عاملی جبلی مشهور به شهید ثانی است که پس از کشته شدن شهید ثانی به سال ۹۶۶ ه.ق به ایران آمد.

صاحب تاریخ عالم‌آرای عباسی درباره عزالدین گفته است: " شیخ حسین از مشایخ عظام جبل عامل و در جمیع فنون به تخصیص فقه و تفسیر و حدیث و عربیت فاضلی دانشمند بود. و خلاصه ایام شباب و روزگار جوانی را در صحبت شهید ثانی و زنده جاودانی شیخ زین الدین علیه الرحمه به سر برده در تصحیح حدیث و رجال و تحصیل مقدمات اشتهار و کسب کمالات مشارک و مصاحب یکدیگر بوده‌اند".

شیخ‌الاسلام دارالسلطنه  هرات و اصفهان
ازآنجاکه وی شاگرد شهید دوم بوده و از سرزمینی آمده بود که مرکز دیرین شیعیان بود، پیشرفت و شهرت بسیار یافت و موردتوجه سلطان محمد خدابنده پدر شاه‌عباس بزرگ قرار گرفت و پس از چندی مقام شیخ‌الاسلامی دارالسلطنه‌ی هرات به وی تفویض شد.

مهاجرت به ایران
عزالدین, پدر شیخ بهائی به‌اتفاق پسر سیزده ساله‌اش به ایران  آمد و در شهر قزوین که در آن زمان پایتخت شاه طهماسب صفوی بود سکنی گزید  و چون در آن زمان شاه‌طهماسب صفوی شیعیان را می‌پذیرفت, مقدم او را گرامی داشت و او را تحت حمایت خود قرارداد. پدر شیخ بهائی که از نویسندگان و محققان و اهل مطالعه بود کتاب " عقدالطهماسبی " را در همان زمان نوشت. مدتی این خانواده در قزوین بودند و هنگامی‌که شاه‌عباس پایتختش را به اصفهان منتقل کرد, شیخ بهائی به همراه پدرش به اصفهان رفتند. شیخ بهائی با سعی و مجاهدت بسیار در شبانه‌روز مدام تعلیم می‌گرفت. عربی و تفسیر و حدیث را در نزد پدر فراگرفت و حکمت و کلام و قسمتی از علوم منقول را از ملأ عبدالله یزدی صاحب کتاب " حاشیه در منطق " و ریاضی را از مولانا فضل بن محمد قائینی در مشهد مقدس آموخت. وی در جوانی به سیر و سیاحت پرداخت و با مردم شهرهای افغانستان, دمشق, فلسطین و مصر درآمیخت و توشه پربار دانش و معرفت را از خرمن هر قوم و ملیت و قبیله‌ای برداشت. شیخ بهائی در سال 984 هجری قمری برای حج به مکه سفر کرد و در سال 992 سفر دوم خود را به حجاز آغاز نمود و سپس در سال 1008. ق) به همراه شاه‌عباس صفوی با پای پیاده و بدون آنکه سوار بر مرکبی شود عازم مشهد مقدس گردید. هوش و ذکاوت و اطلاعات عمیق او موردتوجه دانشمندان و علمای وقت قرار گرفت و درنتیجه روزبه‌روز به شهرتش افزوده شد, بطوریکه فقیهی بنام شیخ منشار که شیخ‌الاسلام وقت بود او را به جانشینی خود انتخاب و دخترش را به عقد شیخ بهائی درآورد و پس از درگذشت شیخ منشار شیخ بهائی به جانشینی او منصوب گردید. شیخ بهائی, حکیم عارف, فقیه, ادیب, ریاضیدان و مهندسی برجسته بود و چون از قدرت سخنوری بهره کافی داشت در محافل و مجالس ادبی و سیاسی و علمی طرفداران زیادی را کسب کرد تا آنجا که با توجه به معلومات و محبوبیتش به مقام وزارت منصوب شد.

دارای 88 اثر رساله
وی در علوم فلسفه، منطق، هیئت و ریاضیات تبحر داشت، مجموعه تألیفاتی که از او برجای‌مانده در حدود ۸۸ کتاب و رساله است. وی در سال ۱۰۳۱ ه.ق در اصفهان درگذشت و بنا بر وصیت خودش جنازه او را به مشهد بردند و در جوار مرقد مطهر حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام جنب موزه آستان قدس دفن کردند. مقبره‌ی این دانشمند بین صحن امام و صحن آزادی و درجایی که پیشتر محل تدریس او بوده قرار دارد.

زندگی علمی
این دانشمند شیعی،  فقه و اصول، تفسیر، حدیث و ادبیات عرب را نزد پدرش شیخ عزالدین حسین عاملی.
منطق و کلام و معانی و بیان و ادبیات عرب را نزد عبدالله بن شهابالدین حسین یزدی، معروف به ملاعبدالله یزدی.
ریاضی، کلام و فلسفه را از مولانا افضل قاینی مدرس سرکار فیض کاشانی   
طب را از حکیم عماد الدین محمود، طبیب ویژه شاه‌طهماسب و مشهورترین پزشک ایران در آن دوره وصحیح بخاری را نزد ابی الطیف مقدسی فراگرفت.
همچنین نقل است نزد ملأ محمدباقر یزدی مؤلف کتاب مطالع الانوار که از ریاضی دانان عصر خود بوده نیز درس خوانده است.


شاگردان
تعداد کثیری از دانشوران نامی قرن یازدهم نزد وی تحصیل کرده‌اند. یکی از محققان معاصر ۳۳ تن از شاگردان او را نام برده است که در اینجا به مشهورترین آنها اشاره می‌کنیم:
ملأ محمد محسن بن مرتضی بن محمود فیض کاشانی، متوفی ۱۰۹۱ ق.
سیدمیرزا رفیعالدین محمدبن حیدر حسینی طباطبایی نائینی، متوفی ۱۰۹۹ ق.
ملامحمدتقی بن مقصود علی مجلسی، معروف به مجلسی اول، متوفی ۱۰۷۰ ق.
صدرالدین محمدبنابراهیم شیرازی، معروف به ملاصدرا، حکیم مشهور قرن یازدهم، متوفی ۱۰۵۰ ق.
ملامحمدباقربنمحمد مؤمن خراسانی سبزواری، معروف به محقق سبزواری، شیخالاسلام اصفهان، متوفی ۱۰۹۰ ق.

آثار
جامع عباسی: شاخص‌ترین اثر شیخ است درفقه و به زبان فارسی که این خود ابتکاری نو در نگارش متون فقهی به شمار می‌رفت تا آنجا که برخی از صاحب‌نظران از آن به‌عنوان اولین دوره فقه فارسی غیراستدلالی که به‌صورت رساله عملیه نوشته‌شده استیاد می‌کنند  ، این کتاب از یک مقدمه و بیست باب (از طهارت تا دیات) تشکیل شده است.

الزبدة فی الاصول: مهم‌ترین اثر شیخ است در اصول. تاریخ نگارش آن یعنی سال ۱۰۱۸ ق و به قولی در سال ۱۰۰۵ ق، حکایت از اهمیت آن دارد، زیرا اوایل قرن یازدهم، عصر سیطره اخباریان در حوزه فقه و اصول شیعی بوده است  

اربعین: تألیف اربعین از سوی محدثان و عالمان شیعی بر اساس حدیث معروفی است که از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل‌شده است  شیخ بهایی نیز به پیروی از این سنت معمول، به تألیف اربعین حدیث پرداخت، با این امتیاز که شرح کافی و جامع درباره احادیث یاد شده دارد و درمجموع، از بهترین و معروف‌ترین اربعین‌ها می‌باشد. این اثر بعد از مثنوی سوانح حجاز، تنها اثری است که شیخ در آن به مباحث سیاسی پرداخته است، مؤلف در شرح حدیث پانزدهم (که درباره حرمت اعانت ظالمان و گرایش قلبی به آنها واردشده است) به‌تفصیل دیدگاه‌های خود را مطرح کرده است. شیخ درباره این موضوع به‌طور صریح و شفاف سخن گفته است، ازاین‌رو می‌توان دیدگاه و عقیده باطنی او در مورد رفتار با حاکم جور، و نیز علل و عوامل همکاری علما با شاهان صفوی را به‌دست آورد، همچنین وی در این اثر به بحث از امربه‌معروف و نهی از منکر، شرایط و
مراحل آن پرداخته است.

مثنوی سوانح الحجاز ( نان و حلوا): این کتاب آمیخته‌ای از مواعظ، طنز، حکایت، تمثیل و لطایف عرفانی و معارف برین بشری است. با زبانی روان و دلنشین. نان و حلوا ترسیمی است از ریاکاری، تلبیس و غرور به مال‌ومنال و عنوان و منصب دنیایی. بهایی دریکی از بخش‌های این مثنوی به دوری از سلاطین که خود آن را از نزدیک تجربه کرده بود اشاره می‌کند، چراکه قرب شاهان غارت دل و دین را در پی دارد درمجموع، مثنوی نان و حلوا ازجمله آثار شیخ بهایی است که در تبیین دیدگاه و اندیشه سیاسی او می‌توان بدان استناد کرد.

منبع: سخن تاریخ




نوع مطلب : ویژه‌نامه‌ امامیه، تاریخ، امامان و اندیشوران، 
برچسب ها : شیخ بهایی،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :