مطالعات زیدیه
درباره وبلاگ


سلام به همه دوستان
تلاش اصلی ما در این وبلاگ معرفی تاریخ و میراث فکری زیدیه در فضایی بی‌طرفانه است. البته گاهی اوقات در قالب ویژه‌نامه‌هایی به مذاهب دیگر هم پرداخته می‌شود.

مدیر وبلاگ : محمد حسین کاظمی
ماجرای تولد امام زمان از زبان شاهدان عینی

آخرین امام شیعیان در سحرگاه جمعه پانزدهم ماه شعبان ۲۵۵ قمری، در حالی‌که جاسوسان و مأموران خلیفه عباسی تمام وقایع خانه‌ی امام حسن عسکری(علیه‌السلام) را زیر نظر داشتند، در کمال امنیت و بدون آن‌که دشمنان بویی ببرند، چشم به جهان گشود. [1]

امام حسن عسکری(علیه‌السلام) ولادت فرزندش را از عموم مردم مخفی نگه داشت و تنها تعداد اندکی از خویشان و اصحاب خاص حضرت از تولد این فرزند، مطلع بودند که یکی از آن افراد «حکیمه خاتون» [2] عمه بزرگوار حضرت که درباره تولد امام زمان(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) می‌گوید: «امام حسن عسکری(علیه‌السلام) من‌را به نزد خود فرا خواند و فرمود: ای عمه امشب نزد ما باش که شب نیمه شعبان است و خدای تعالی امشب حجت خود را _ که حجت او بر روی زمین است _ ظاهر سازد.
گفتم: مادر او کیست؟
فرمود: نرجس.
گفتم: فدایت شوم! اثری از بارداری در او نیست.
حضرت فرمود: مطلب همین است که به تو گفتم».

حکیمه خاتون در ادامه می‌گوید: «آمدم و چون سلام کردم و نشستم، نرجس آمد، کفش من‌را برداشت و گفت: بانوی من و بانوی خاندانم حال‌تان چطور است؟
گفتم: تو بانوی من و بانوی خاندان من هستی.
[نرجس] از کلام من ناراحت شد و گفت: عمه جان! این چه فرمایشی است؟
گفتم: دختر جان! خدای تعالی امشب به تو فرزندی عطا فرماید که در دنیا و آخرت آقاست. نرجس خجالت کشید و حیا نمود. چون از نماز فارغ شدم، افطار کردم و در بستر خود خوابیدم. نیمه‌های شب برای ادای نمازشب برخاستم و آن را به‌جای آوردم؛ در حالی‌که نرجس خوابیده بود. برای گفتن ذکر نشستم و پس‌از آن نیز دراز کشیدم و هراسان بیدار شدم. او همچنان خواب بود. پس برخاست و نماز گزارد و خوابید».

سپس بیرون آمدم و در جستجوی فجر به آسمان نگریستم. دیدم فجر اول دمیده است و او در خواب است. شک بر دلم عارض گردید. ناگاه امام حسن عسکری(علیه‌السلام) مرا صدا زد و فرمود: ای عمه! شتاب مکن که  زمان آن نزدیک شده است. در این هنگام نشستم و به قرائت سوره‌های «الم سجده» و «یس» پرداختم. در این میان نرجس هراسان بیدار شد و من به نزد او رفته و به ایشان گفتم: نام خدا بر تو باد. آیا چیزی احساس می‌کنی؟
گفت: بله عمه جان.
گفتم: خودت را جمع کن و دلت را استوار دار که همان است که با تو گفتم. پس‌از آن من و نرجس را ضعفی فرا گرفت و به ندای کودک به خود آمدم و جامه را از روی او برداشتم و ناگهان سرور خود (فرزند نرجس) را دیدم که در حال سجده بوده و مواضع سجودش بر زمین است. او را در آغوش گرفتم و دیدم پاک و نظیف است».

امام حسن عسکری(علیه‌السلام) فرمود: «عمه جان! فرزندم را به نزد من آور! او را نزد وی بردم، او را به سینه چسباند؛ سپس زبانش را در دهان او گذاشت و دستش را بر چشمان و گوش و مفاصل وی کشید. سپس فرمود: ای فرزندم! سخن بگو. پس آن فرزند گفت: «اشهد ان لا اله الا الله وحده لاشریک له و اشهد ان محمدا رسول‌الله». سپس بر امیر مؤمنان سایر امامان(علیهم‌السلام) درود فرستاد تا آنکه به پدرش رسید».[3]

البته حکیمه خاتون تنها شاهد تولد امام زمان(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) نمی‌باشد و دو تن از خدمت گذاران امام حسن عسکری(علیه‌السلام) به نام‌های «نسیم» و «ماریه» هم در هنگام تولد حضرت حضور داشته و در این‌باره گفته‌اند: «هنگامی‌که صاحب الزمان(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) به دنیا آمد، دو زانو بر زمین نهاد و دو انگشت سبابه را به‌جانب آسمان بلند کرد. آنگاه عطسه کرد و فرمود: "الحمدلله رب العالمین و صلی‌الله علی‌محمد و آله". ستمکاران پنداشته‌اند که حجت خدا از میان‌ رفته است. اگر ما اذن سخن گفتن داشتیم شک زایل می‌گردید».[4]

لازم به ذکر است با توجه به حساسیت حکومت عباسیان و فعالیت جاسوسان آنان، شهادت همین تعداد بر تولد حضرت کفایت می‌کند و در نتیجه مسئله ولادت پنهانی امام زمان(عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف) و در پی آن غیبت حضرت تنها برای برخی از شیعیان ایجاد دچار حیرت نمود، ولیکن اکثریت شیعیان این مسئله را به‌راحتی پذیرفتند.

منبع: رهروان ولایت

____________________
پی‌نوشت:
[1]. الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، شیخ مفید، انتشارات سعید بن جبیر، قم، 1428ق، ص510.
[2]. این بانوی گرامی محضر چهار تن از امامان شیعه [امام جواد، امام هادی، امام عسکری (علیهم‌السلام) و امام مهدی (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف)] را درک نمود و امام هادی (علیه‌السلام) تعلیم و تربیت نرجس خاتون -همسر امام عسکری (علیه‌السلام) و مادر امام زمان (عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف)- را به او سپرد. کمال الدین و تمام النعمه، شیخ صدوق، تصحیح على اكبر غفاری، تهران، اسلامیه، 1395ق، ج2، ص423.
[3]. اعلام الورى باعلام الهدى، فضل بن حسن‏ طبرسی، ناشر: اسلامیه،‏ چاپ سوم، تهران، ‏1390ق، ص420-418.‏
[4].كمال الدین و تمام النعمه، همان، ص430.





نوع مطلب :
برچسب ها : امام زمان (عج)،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :