مطالعات زیدیه
درباره وبلاگ


سلام به همه دوستان
تلاش اصلی ما در این وبلاگ معرفی تاریخ و میراث فکری زیدیه در فضایی بی‌طرفانه است. البته گاهی اوقات در قالب ویژه‌نامه‌هایی به مذاهب دیگر هم پرداخته می‌شود.

مدیر وبلاگ : محمد حسین کاظمی


علی بن حسین بن محمد بن احمد بن هیثم، معروف به ابوالفرج اصفهانی در سال ۲۸۴ هجری قمری در اصفهان متولد و برخی او را اصفهانی الاصل شمرده‌اند وی در بغداد، مراحل رشد و نمو را طی کرد. ابوالفرج اصفهانی از نوادگان مروان بن حکم یا هشام بن عبدالملک، شخصیتی مورد اعتماد و متجرّد در علوم مختلف مثل شعر، معانی، اخبار، حدیث، لغت، نحو، سیر و مغازی، طب و نجوم می‌باشد که از او فردی ...

مورداحترام و دارای منزلت رفیع ساخته است. [1]

ابوالفرج از خاندانی اهل ادب و موسیقی بود. وی در مجالس شعر بزرگان نیز شرکت می‌جسته و بعدها ماجراهایی را که در آن محافل نقل می‌شده، برای برادرزاده خود حکایت کرده است. [2] وی بیشتر عمر خود را در بغداد گذرانده [3] و همچنین سفرهایی را به کوفه، انطاکیه، بصره، اهواز و دسکره المک انجام داده است. [4]

از زندگی او در بغداد روایات روشن و صریحی در دست نیست، تا بتوانیم بر اساس آنها پیچ‌وتاب‌هایی را که وی طی ۴۰ سال درنوردیده، یکی‌یکی و با حفظ ترتیب زمانی برشماریم. روایت‌های مربوط به او در منابع سده‌های ۴ و ۵ ق چندان اندک است که به‌راستی موجب حیرت پژوهشگر می‌گردد و ممکن است او را وادارد که در تعلیل این امر، ابوالفرج را مردی تقریباً گمنام و اغانی او را در آن روزگار، اثری کم‌بها انگارد. [5] از سوی دیگر وی در مناسبت‌های گوناگون و ضمن نقل داستان‌ها، گاه به دوستان و هم‌نشینان خود و پیوندهایی که با ایشان داشته است، اشاره می‌کند و صحنه‌های متعددی از مجالس عیش و عشرت یا شعرخوانی و غنا را ترسیم می‌نماید که با فرض گمنامی او سازگار نیست.

مشایخ و اساتید

اکثر افرادی را که به او درس آموخته، یا روایاتی برای او نقل کرده‌اند، می‌توان ذکر کرد. خطیب بغدادی معروف‌ترین شیوخ او را این کسان دانسته است: «محمد بن عبدالله حضرمی مطین، محمد بن جعفر قتات، حسین بن عمر ابن ابی احوص ثقفی، علی بن عباس مقانعی، علی بن اسحاق بن زاطیا، ابو خبیب برتی و محمد بن عباس یزیدی، ابو نعیم، جعفر بن مروان.» یاقوت نیز نام کسانی را که ابوالفرج از ایشان روایت کرده، اینگونه آورده است: «ابن درید، ابوبکر ابن انباری، فضل بن حجاب جمحی، علی بن سلیمان اخفش و نفطویه.»[6] اما این فهرست‌ها هیچ‌یک کامل نیست. به شهادت اغانی و مقاتل وی بسیاری از مشاهیر و دانشمندان زمان را ملاقات کرده و از آنان روایت شنیده است. شاید بتوان این نام‌ها را بر اسامی ذکرشده افزود: «طبری، محمد بن خلف بن مرزبان، جعفر بن قدامه، یحیی بن منجم، و از همه مهم‌تر عمویش حسن و سرانجام شاعر هرزه‌گوی جحظه


شاگردان

 ابوالفرج بی‌گمان شاگردان بسیار داشته، اما گویی کار تدریس پیشه او نبوده است. بااین‌همه گاه کسانی را می‌بینیم که در محضر او کتاب معینی را خوانده‌اند، مثلاً شیخی اندلسی به نام ابو زکریا یحیی که برای کسب علم به شرق آمده و به ابوالفرج پیوسته بود و تنوخی او را در مجلس ابوالفرج دیده است. یا ابوالحسین ابن دینار که خود گفته همه کتاب اغانی را نزد ابوالفرج خوانده است و نیز علی بن ابراهیم دهکی دیگر شاگردان او را خطیب بغدادی نام‌برده است: دارقطنی، ابواسحاق طبری، ابراهیم بن مخلد و محمد بن ابی الفوارس یکی دیگر از شاگردان یا راویان او که نامش در منابع به این عنوان نیامده، تنوخی، صاحب کتاب نشوار المحاضره و الفرج بعد الشده است. وی در کتاب اخیر، ۶ بار از اغانی و ۴۳ بار از شخص ابوالفرج نقل‌قول کرده است. [7]

آثار
ابوالفرج اصفهانی در طول عمر خود کتاب‌های فراوانی نوشت. متأسفانه بسیاری از آثار ابوالفرج، تنها یک سده پس از مرگش ازمیان‌رفته بود، زیرا خطیب می‌نویسد: «او بخشی از تألیفات خود را به اندلس فرستاد که دیگر به‌دست ما (در عراق) بازنگشت. [8]

برخی از آثار همه او عبارت‌اند از:

1.       "الاغانی" این کتاب بزرگ‌ترین اثر درزمینه ادب و موسیقی به شمار می‌آید و مزایایی گاه استثنائی دارد.

2.       "مقاتل الطالبیین" مؤلف، اخبار ۵۰۰ نفر از خاندان ابی‌طالب را آورده که با شرح‌حال جعفر بن ابی طالب در زمان پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) آغاز می‌شود و سپس به دوران بنی‌امیه و بنی‌عباس پرداخته و نام هر یک از علویان را زیر نام خلیفه آن زمان آورده است. وی در عصر اموی را با احوال عبیدالله بن علی به‌پایان می‌برد. مؤلف نخست نام کامل و نسب فرد را می‌آورد و گاه نام مادران وی را تا جد اعلی نقل می‌کند. وی در پایان روایات، معمولاً اشعاری را که در رثا یا مدح آن فرد سروده شده که گاه متجاوز از صد بیت است، ذکر می‌کند.

منبع:   دائره المعارف بزرگ اسلامی، 1373ش، مدخل ابوالفرج اصفهانی.

پی‌نوشت
[1]. تنوخی، محسن، نشوار المحاضره به کوشش عبود شالجی، بیروت 1398ق، ج۱، ص۱۸، ثعالبی، عبد الملک، یتمه الدهر، بیروت دارالفکر، ج۳، ص۱۰۹، ابن حزم، جمهره الانساب العرب، 1403ق، ج۱، ص۱۰۷
.
[2]. اصفهانی، ابوالفرج، الاغانی، بیروت 1383ق، ج10، ص65.

[3]. یاقوت ادبا، ج13، ص104.

[4]. اصفهانی، همان، ج14،ص228 و ج13، ص31 و اصفهانی، ادب غربا، به کوشش صلاح الدین منجد، بیروت 1972م، ص39-37 و 82 و 42-41.

[5]. خلف الله، محمد احمد، صاحب الاغانی، قاهره، 1968م، ص17.

[6]. خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، قاهره، 1349ق، ج2، ص22 و ج11، ص397 و یاقوت ادبا، همان، ص95.

[7]. همان، ج۱۲، ص۲۱۶-۲۱۷ و ج۱۳، ص۱۲۹ و ج۱۴، ص۲۴۸ و خطیب بغدادی همان، ج۱۱، ص۳۹۸-۳۹۹.

[8]. خطیب بغدادی همان.






نوع مطلب : امامان و اندیشوران، تاریخ، 
برچسب ها : ابوالفرج اصفهانی،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :